· نظرخواهی از صد تن از ایرانیان مقیم انگلستان پیرامون برنامۀ هستهای جمهوری اسلامی
· به همراه اظهارنظرهایی از: گلرخ جهانگیری، مسعود فتحی، میهن روستا، جعفر بهکیش، شهلا آقاپور، اصغر کریمی، امیر جواهری، ایرج مصداقی
در کشوری با دو سوم جمعیت آن در زیر خط فقر، کشوری با ذخایر عظیم گاز و نفت برای دست کم بیست و پنج سال آینده، و کشوری با حاکمیتی غاصب و فاسد که در بیست و هفت سال گذشته ثابت کرده «مأموریت جهانی» به عهده دارد، پروژۀ هستهای؛ هر پسوند و پیشوندی که برایش گذاشته شود به طنز تلخ تاریخ شباهت دارد.
برنامهی اتمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشهایی را در سه جبهۀ فکری - سیاسی ایرانیان در پی داشته است: منفردین سیاسی و نیروهای اپوزسیون در خارج، مخالفین قانونی نظام در داخل، و بالاخره دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور.
هدف این تلاش اجتماعی مقایسۀ تطبیقی نظرگاههای این سه قطب فکری - سیاسی نسبت به پروزۀ هستهای جمهوری اسلامی نمیتواند باشد. امّا از آنجا که «مشروعیت» بسیاری از نوشتهها و تحلیلهای اجتماعی این سه قطب از پدیدهای به نام «مردم» گرفته شده، از این روی بخشی از این بررسی آماری بر همین پدیدۀ موهوم تمرکز خواهد کرد: به راستی «مردم» از برنامۀ هستهای جمهوری اسلامی چه میدانند و نسبت به اهداف و پیامدهای اجتماعی آن چه عقیدهای دارند؟
در این نظرسنجی که در خارج کشور انجام میپذیرد، اگر با دیدگاههای طیفی از کوشندگان عرصۀ سیاست و فرهنگ آشنا نشویم، بیتردید تلاشی ناقص و ناکارآمد را به انجام رساندهایم. و این در صورتی است که اغلب تولیدات نوشتاری خارج کشور پیرامون برنامهی هستهای جمهوری اسلامی بر پارامترهای جهانی و عوامل اقتصادی- سیاسی فرا ـ مرزی بذل توجه داشته است. از این روی، پرسشهایی که با این دوستان در میان خواهم گذاشت، پرسشهایی است که بر «محورهای ملی» تأکید و توجه داشتهاند.
نظرخواهی از مردم
تصمیم داریم تا اظهارنظرهای صد تن از ایرانیانی را که کمتر از چهار سال در کشور انگلستان اقامت دارند، راجع به برنامهی هستهای جمهوری اسلامی جویا شویم.
ذکر نکتهای را ضروری میدانم: در نظرسنجیهایی که در گذشته از پناهجویان ایرانی موج سوم به عمل آوردهام، دادههای موجود حکایت از آن دارد که نزدیک به بیست درصد به موضوعها و فعالیتهای سیاسی علاقه نشان دادهاند. براین اساس ما میبایست بیست درصد ازبرگههای نظرخواهی را در «اجتماعات سیاسی» ایرانیان توزیع میکردیم. از هشتاد درصد باقیمانده ده درصد را به «اجتماعات فرهنگی» اختصاص دادیم و هفتاد درصد بقیه، مردم کوچه و بازار مخاطبین ما بودند.
در دو هفتهای که گذشت چهار پرسش را به میان تعداد متنابهی از ایرانیان مقیم انگلستان بردیم تا در نهایت بتوانیم صد برگهی کامل نظرخواهی را دریافت داریم. از این تعداد 58 نفر را زنان و 42 نفر را مردان شامل میشدند. متوسط سنی ایشان بیست و هشت سال و چهار ماه بوده است.
پرسش اول را نظر میگذرانیم:
به نظر شما پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعهطلبانۀ حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
هفتاد و دو درصد هدف برنامهی اتمی جمهوری اسلامی را «دستیابی به سلاح هستهای» ذکر کردهاند. هیجده درصد اعتقاد داشتهاند که پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی «مصارف صلحآمیز» را دنبال میکند و شش درصد اظهارنظر خود را با واژگان «انشاءالله»، «احتمالاً» و... همراه کرده و در انتها پاسخهای «راستش نمیدانم»،«خدا میداند» و... را انتخاب کردهاند. چهار درصد با بیان معترضههایی، از دادن پاسخ صریح طفره رفته اند: «از سیاست چیزی نمیدانم»، «صلحآمیز بودن یا نبودن آن فرقی نمیکند» و...
دلایل عمدۀ هفتاد و دو درصدی که برنامهی اتمی جمهوری اسلامی را دستیابی به سلاح هستهای قید کردهاند، به قرار زیر بوده است: «جمهوری اسلامی 18 سال است که فعالیت اتمی خود را مخفیانه و با هزینههای نجومی ادامه داده...»، «با ماهیت رژیم اسلامی جور درنمیآید که میلیاردها دلار برای برنامههای عمرانی هزینه کند...»، «جمهوری اسلامی در 27 سال گذشته جز بدبختی و فلاکت ثمرهای برای مردم ایران نداشته...» و نیز اظهارنظری که در اجتماعات مختلف ایرانی بارها تکرار شده است: «همه میدانند که جمهوری اسلامی برای ساختن بمب اتمی تلاش میکند...».
هیجده درصدی که برنامهی هستهای جمهوری اسلامی را صلحآمیز ارزیابی کردهاند، اظهارنظرهای مشابهی مرقوم داشتهاند: «پروژۀ هستهای جمهوری اسلامی از دوران رژیم گذشته شروع شده و انصراف از آن میلیاردها دلار به بیتالمال ضرر میرساند...»، «رهبران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند که نظام اسلامی مخالف سلاحهای هستهای است...»، «انرژی فسیلی یکی روز تمام میشود و از هم اکنون باید به فکر انرژی جایگزین بود...».
اکثریت موافقان «صلحآمیز بودن برنامهی هستهای جمهوری اسلامی» را زنان تشکیل میدهند. در این بخش تنها نام دو مرد به چشم میخورد.
پرسش دوم را مورد توجه قرار میدهیم:
با توجه به تحلیلتان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید؟ چرا؟
هفتاد و هشت درصد معتقد بودهاند که فنآوری هستهای جمهوری اسلامی «در راستای منافع مردم ایران نخواهد بود». این عده غالباً ماهیت حاکمیت اسلامی را مغایر با منافع مردم ایران ارزیابی کردهاند.
بیست درصد اعتقاد داشتهاند که «فنآوری هستهای» و «رشد تکنولوژی» در جهت منافع مردم ایران است. دلایل اثباتی این دسته از ایرانیان عموماً بر ادعاهای سران رژیم اسلامی (خامنهای، احمدینژاد، رفسنجانی) دال بر «استفادۀ بهینه از انرژی اتمی» و «بحران انرژی فسیلی در جهان حاضر» دور میزده است.
دو درصد باقیمانده صورت سؤال را با شک و تردید نگاه کرده و در پاسخ نوشتهاند: «خدا میداند» و «انشاءالله در راستای منافع مردم ایران باشد».
پرسش سوم که سؤالی مرکب بوده به دو پرسش جداگانه تقسیم شده است:
ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
در رابطه با بخش اول این پرسش مبنی بر تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد، پنجاه و چهار درصد اعتقاد داشتهاند که تحریم اقتصادی «تنها راه»، «اولین گام» و «اولین اقدام درست» در راستای سرنگونی حکومت اسلامی است. سی و دو درصد «تحریم سیاسی» رژیم اسلامی و راهکارهای موازی با آن را پیشنهاد کردهاند. این عده مخالف تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی بوده و تأکید داشتهاند که تحریم اقتصادی به ضرر مردم ایران خواهد بود و آسیبی به حاکمیت اسلامی نخواهد رساند.
دوازده درصد اعمال «تحریم اقتصادی» و «تحریم سیاسی» را توأمان پیشنهاد کرده و در تنگنا قراردادن سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی را مؤثرترین راه مبارزه با این رژیم دانستهاند. دو درصد از اظهارنظرکنندگان کلیت پرسش سوم را معادل «خیانت» ارزیابی کرده و در آن باره اظهارنظرهای «ویژه»ای ابراز داشتهاند.
در رابطه با بخش دوم این پرسش مبنی بر احتمال حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی، پنجاه وهشت درصد موافقت خود را با چنین حملهای ابراز داشتهاند. از این تعداد چهاردرصد موافقتشان را با واژگان «متأسفانه»، «بدبختانه» و... همراه نمودهاند.
چهل درصد از شرکتکنندگان در این نظرخواهی مخالف هر گونه حملۀ نظامی (موضعی یا کلاسیک) به جمهوری اسلامی بودهاند. این عده پیشبینی کردهاند که در صورت حملۀ نظامی «همۀ مردم برای دفاع متحد خواهند شد...»، «غرور ملی ایرانیان تحریک خواهد شد...»، «سرکوب مردم در ایران شدت پیدا میکند...) و...
دو درصد باقیمانده تلویحاً با کنار کشیدن خود از عالم سیاست اظهار داشتهاند که «باید در مورد آن فکر کنند».
پانویس
ـ در نظرخواهی از اجتماعات سیاسی ایرانیان در لندن (بیست درصد نظرخواهیها) نود درصد اظهارنظرکنندگان ضمن رد هر گونه دخالت نظامی به جمهوری اسلامی، به دولتهای غربی توصیه کردهاند که تنها راه سرنگونی رژیم اسلامی، کمک به مخالفان سیاسی و نیروهای اپوزسیون ایرانی درخارج از کشور است. این در صورتی است که صد در صد این عده در اظهارنظرهایشان دولتهای غربی را با صفات «سرمایهداری» و «امپریالیستی» معرفی کردهاند.
ـ نه نفر به صورت شفاهی عنوان نمودند (یک زن و هشت مرد) که در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی به ایران باز خواهند گشت. تمام این عده (به گفتهی خودشان) درخواست پناهندگیشان رد شده و به طور «غیرقانونی» در انگلستان اقامت داشتهاند.
ـ یازده برگه نظرخواهی را قبل از به حد نصاب رسیدن، به دلیل «اغتشاش» و «اطلاعات غلط در مورد مدت اقامت»، از سیستم آمارگیری خارج کردم. از این تعداد شش برگه نظرخواهی، مدت اقامت صاحبان آن بالای چهار سال در انگلستان بوده است (این قسمت تماماً متعلق به جامعهی ایرانیان لندن بوده است).
ـ در اینجا لازم میدانم از تمام دوستانی که در این نظرسنجی مرا همراهی کردهاند تشکر کنم: خانم پروانه (جامعۀ ایرانیان لندن) دوست دیگری از (کانون ایرانیان لندن) و بالاخره همراهانم «منیژه» و بابک که این کار بدون همدلی و همکاری ایشان امکانپذیر نبود.
نظرخواهی دوم
تعدادی از دوستانی را که در خارج از کشور در دو عرصۀ سیاست و فرهنگ فعال بودهاند، برای این نظرسنجی در نظر میگیرم. یکی از شاخصهای «انتخاب» باورهای متفاوت سیاسی ایشان نسبت به یکدیگر بوده است.
در این رابطه میخواستیم بدانیم وقتی گرایشهای مختلف در رویارویی با موضوعهای مهم و عینی اجتماعی قرار میگیرند (و نه موضوعهای ذهنی و انتزاعی) چه میاندیشند، چه راهکارهایی انتخاب میکنند و بالاخره صورت اختلافها در کدام عرصهها قرار گرفته است؟
هدف دیگر این نظرسنجی مشترک (مردم و نیروهای اجتماعی) مقایسهی دیدگاهها و اظهارنظرهای این دو طیف از ایرانیان به پرسشهای مشابه است. به طور مثال تفاوت پنجاه و هشت درصدی آراء «مردم» از یک سوی و «فعالین اجتماعی» از سوی دیگر نسبت به احتمال حملهی نظامی به جمهوری اسلامی، موضوعی نیست که به سادگی بتوان از کنار آن گذشت.
در انتها، ضمن تشکر از همۀ دوستانی که با این اقدام اجتماعی همراه شدهاند، باید خاطر نشان سازم که تعدادی از اظهارنظرهای رسیده در نظرخواهی دوم را به دلیل عدول از ضوابط در نظر گرفته شده (سقف اظهارنظر برای هر پرسش) برای اصلاح عودت دادهام که تا زمان درج این مجموعه، نسخههای اصلاح شده را دریافت نکردهام.
* * *
با هم اظهار نظر دوستانمان را از نظر میگذرانیم:
گلرخ جهانگیری
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: راستش من اصلا تخصصی در این زمینه ندارم ولی می توانم از احساسم بگویم.
پروژه های اتمی رژیم را به هیچ وجه در راستای مصارف صلح آمیز نمی دانم و هدفشان دستیابی به تسلیحات اتمی است.
داشتن سلاح هسته ای به قدرت آنها می افزاید تا به منافع توسعه طالبانه شان ادامه دهند و مدت بیشتری در قدرت باشند.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: مردم و منافعشان هیچ نقشی در فعالیتهای رژیم برای رسیدن به تسلیحات اتمی ندارد. رژیمی که در 27 ساله حاکمیتش جز جنایت، جز سرکوب، کشتار و.... ارمغان دیگری برای مردم ایران نداشته، نمی تواند منافعی غیر از منافع خود را دنبال کند و بنا به ماهیت رژیم اهدافی ضد انسانی با خود دارد.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: هم تحریم اقتصادی و هم حمله ی نظامی را علیه مردم و منافع آنها می دانم و با آن مخالفم.
* * *
مسعود فتحی
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: اگر بر اساس مدارک سخن گفته شود، دلیل روشنی جز تلاش برای کتمان برخی فعالیت های اتمی یا تاکید بر غنی سازی اورانیوم و یا ارائه گزارشات ناقص از فعالیت های اتمی برای رسیدن به چنین نتیجه ای وجود ندارد. به نظر می رسد حکومت جمهوری اسلامی هدف اعلام شده اش دست یافتن به تکنولوژی لازم برای این کار هست. اما به هیچ وجه منتفی نیست که هدف اعلام نشده و پنهانی دسترسی به سلاح اتمی باشد.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: جمهوری اسلامی با تاکید بر تقابل با بخش مهمی از کشورهای جهان و تقسیم آنها به دوست و دشمن و بیشتر دشمن، از نقطه نظر جامعه بین المللی رژیم خطرناکی برای صلح جهانی وآرامش در منطقه است. در همین حد هم، با این سیاست کشور ما را از امکان مشارکت در تمامی معادلات مهم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منطقه و جهان محروم کرده است. این رژیم با دستیابی به فن آوری هسته ای امنیت و حق حاکمیت ملی مردم ایران را بیشتر به مخاطره خواهد انداخت.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: تحریم اقتصادی در تمام دوران حاکمیت جمهوری اسلامی به صورت خفیف آن اعمال شده است و می شود. تشدید این تحریم که نشانه های آن از همین امروز حتی قبل از رفتن پرونده به شورای امینت ظاهر شده است، مثل موردقطع معاملات ارزی با ایران توسط بانک یو بی اس سویس. تحریم های تاکنونی استفاده کشور ما از دستاوردهای تکنولوژی مدرن در تمامی زمینه ها را محدود و در بسیاری موارد غیر ممکن ساخته است. من مخالف هر گونه تحریم اقتصادی هستم. تضعیف اقتصاد یک کشور مستقیما مردم آن را متضرر می کند.
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: حمله نظامی فاجعه بار ترین اتفاقی است که می تواند بیفتد. پافشاری دولتمردان جمهوری اسلامی بر سیاست فعلی شان در مورد «غنی سازی اورانیوم» و بی توجهی آن ها به خواست جامعه بین المللی در مورد تعلیق آن، زمینه ای برای توجیه حمله نظامی حداقل به تاسیسات اتمی را فراهم می سازد. امروز تنها راه اجتناب از چنین گزینه ای از سوی دولت های غربی، تعلیق غنی سازی اورانیوم و تغییر جدی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.
* * *
میهن روستا
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: با توجه به سابقه رژیم و برنامه سیاسی که در پیش دارد، به نظر نمی آید که رژیم فقط در پی استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی باشد.
رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای بقدرت رسیدن سعی در پیشبرد اهداف سیاسی خود نه فقط در ایران داشته بلکه این منافع را در هر جا که ممکن بوده و به هرطریق به پیش برده. گروگان گیری در لبنان ، حمایت از حمس برای جلوگیری از صلح بین فلسطین و اسرائیل و...
با توجه به بافت ایدئولوژیکی که رژیم دارد، و اهداف سیاسی ، مسلم است که می تواند در هرلحظه از وجود انرژی اتمی بنفع منافع خود استفاده کند، حتی به شکل تهدید.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: دستیابی به فن آوری هسته ای فقط در جهت منافع جمهوری اسلامی و اهداف سیاسی و ایدئولوژیک آن می باشد.
این رژیم طی 27 سال حکومت ثابت کرده که منافعش از منافع مردم ایران جدا بوده . چگونه می توان تصور کرد که رژیم از این امکان جهت منافع مردم استفاده خواهد کرد.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: فکر می کنم تحریم اقتصادی همانطور که در عراق تجربه شد، در یک بعدش به بدتر شدن وضعیت اقتصادی، بهداشتی ، ورفاه مردم کمک خواهد کرد. به نظر می رسد تحریم سیاسی و بستن سفارت خانه ها ی جمهوری اسلامی و منزوی کردن آن بیشتر به رژیم لطمه بزند.
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: من بعنوان یک فعال حقوق بشر، مخالف هرگونه جنگی هستم. درعین حال تجربه عراق و افغانستان نشان می دهد که یک حمله کلاسیک ، به نابودی کشور می انجامد ( شاید خواست آمریکا این باشد که این مناطق را در آتش نگه دارد؟)
در مورد حمله موضعی ، نمیدانم آیا از این طریق خطر اتمیزه شدن ایران برطرف خواهد شد؟
من از شما سئوال می کنم که چه راهی برای حل این مسئله وجود دارد؟
* * *
جعفر بهکیش
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: بدون هیچ تردیدی پروژه هسته ای ایران دارای اهداف نظامی است. تلاشهای ج-ا-ا برای جلب فیزیکدانان ایرانی با موفقیتی همراه نبود. اما با به کار گیری متخصصان خارجی این کار پیگیری شده است. دولت ج-ا-ا این تصور را دارد که میتواند با دستیابی به سلاح هسته ای از میزان فشارهای خارجی بکاهد و روش حکومت مورد نظر خود را تداوم دهد.
۲- با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: من اصولا هر گونه استفاده از انرژی هسته ای را به نفع مردم نمیدانم. ایران کشوری است که به میزان کافی هم از انرژی های تجدید ناپذیر و هم از انرژیهای تجدید پذیر برخوردار است. به همین دلیل تنها اهمیت این دانش در محاسبات قدرت قابل توضیح است. من اکیدا با هر نوع سرمایه گذاری در مورد انرژی هسته ای مخالف هستم.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: تجربه عراق نشان داد که تحریم اقتصادی بیش از همه به زیان مردم ایران خواهد بود. به همین دلیل من با چنین تحریمی مخالف هستم.
من با استاندارد دوگانه در برخوردهای سازمان ملل مخالف هستم. به نظر من اعمال تحریم یک جانبه بر علیه ایران به حیثیت این سازمان لطمه خواهد زد. این سازمان باید موثرترین مدافع شعار خاورمیانه عاری از سلاحهای هسته ای باشد.
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: هر گونه حمله نظامی از طرف آمریکا و متحدانش به ایران شرایط را برای توسعه دمکراسی در ایران دشوارتر خواهد کرد و به توسعه دوحیات میهن پرستانه در میان مردم ایران دامن خواهد زد. من با هر گونه حمله نظامی به ایران مخالف هستم و فکر میکنم که لازم است تا جامعه جهانی به شکلی مسئولانه از توسعه دمکراسی در ایران حمایت کند. متاسفانه آمریکا در پی منافع دیگری در منطقه است.
* * *
شهلا آقاپور
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: صدرصد در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی و ديکتاتوری است.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: خير چون حاکميت جمهوری اسلامی حکومت غير انسانی و ديکتاتوری است.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند. من کلا با حمله و جنگ مخالفم
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: من به مردم ايران فکر ميکنم که در آن شرايط چه مشکلاتی برايشان پيش خواهد آمد
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: من با جنگ مخالفم چون امکان اين که مردم ايران بر اثرحمله های نظامی مو ضعی يا کلاسيک صدمه ببينند زياد است.
* * *
اصغر کریمی
۱ــ پروژه اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: کسی بجز مقامات حکومت اسلامی ادعای صلح آمیز بودن پروژه اتمی جمهوری اسلامی را ندارد.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: در طول ٢٧ سال حاکمیت جمهوری اسلامی پروژه ای، نقشه ای، طرحی، قانونی در راستای منافع مردم برنامه ریزی نشده که این دومی اش باشد. اسلام سیاسی مسلح به سلاح اتمی یعنی دنیای ناامن تر برای مردم ایران و همه ساکنین کره زمین.
۳ــ ظاهراً مناقشه هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: تحریم اقتصادی مردم را خانه خرابتر میکند اما به جمهوری اسلامی لطمه نمیزند، برعکس از نظر سیاسی تقویتش میکند و توجیهی به آن میدهد تا کاسه کوزه محرومیت های اقتصادی مردم را بر سر تحریم خراب کند. برای حامیان تحریم اقتصادی در اپوزیسیون منافع مردم سر سوزنی ارزش ندارد. تحریم اقتصادی از زاویه دولتهای تصمیم گیرنده نیز هدفی درخود نیست، برای آماده کردن فضای جنگ است.
ب ـ در صورت حمله نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیده شما چیست؟
ج: حمله موضعی به موسسات اتمی به دلایل متعدد کل جامعه را دچار فاجعه میکند و با عکس العمل طرف مقابل، حکومت اسلامی و کل جنبش اسلامی، دامنه آن بسرعت از دامنه اولیه فراتر خواهد رفت. حمله کامل نظامی نیز اگر عملی شود، از نظر انسانی و از زاویه بهم ریختن شیرازه جامعه، بارها از حمله به عراق فاجعه بارتر خواهد بود. از نظر سیاسی نیز منطقه و دنیا را به آتش میکشد. فردا در هر مدرسه و قطاری در غرب ممکن است بمبی کار گذاشته شود. سیاست دولت آمریکا تا همینجا به نفع اسلام سیاسی در منطقه عمل کرده است. ادامه آن نیز همین نقش را خواهد داشت. جنبش سرنگونی و انقلابی مردم نیز دستخوش لطمات مهمی خواهد شد.
* * *
امیر جواهری
۱ــ پروژه اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: همه قراین ومخصوصاً پافشاری سران جمهوری اسلامی درتوجیه ماجراجوئی هایشان، نشان میدهد که هدف اصلی رژیم، سلاح هسته ای است و نه صرفاً انرژی یا تکنولوژی هسته ای در کشوری که یکی از بزرگترین ذخایر نفت ونیز گاز طبیعی جهان را دارد، کمبود انرژی یکی از آخرین مسائلی است که میتواند مطرح باشد. مسخره تر از آن استدلال رهبران رژیم در باره ضرورت دستیابی به منابع انرژی صلح آمیز و تمیزوارزان تررا بر زبان می رانند وهمین خطرناک می نماید.
چرا که : حقیقت این است که بحران کنونی، برخلاف ادعای رژیم ، بیش از آن که برسر تکنولوژی هسته ای باشد، بر سر کنترل مردم ایران است. رهبران رژیم میخواهند با دستیابی به بمب اتمی موقعیت بحرانی ونابهنگام نظام ولایت فقیه را در مقابل قدرت های خارجی و در مقابل مبارزات مردم ایران محکم تر کنند.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: دستیابی به این فن آوری تحت هیچ شرایطی بامنافع مردمان ماگره نمی خورد. یکی از عواقب بسیار خطرناک ماجراجوئی های هسته ای جمهوری اسلامی این است که به آمریکا فرصت خواهد داد حضور نظامی خود را در منطقه خاورمیانه بیش از پیش تقویت کند و بهانه های جدیدی برای مداخله در امور کشور ما به دست بیاورد.
چرا که : وجود چنین سلاح هائی درایران، جز تقویت دستگاه های سرکوب دولت، خفه کردن آزادی اطلاعات و امنیتی کردن فضای عمومی نتیجه دیگری نداردودر یک کلمه؛ وجود سلاح هسته ای بهانه مضاعفی خواهد شد برای امنیتی کردن فضای کل کشورودوام وبقاء آن در مقابل خیزش وقیام عمومی مردمان ایران !
۳ــ ظاهراً مناقشه هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: «تحریم» همان شرایط اسفبار محاصره دوازده ساله عراق یا حمله ناتو به یوگسلاوی را برای ایران نیز امکان پذیرمی نماید. تجربه عراق در این باره بسیار گویاست. محاصره اقتصادی عراق بود که مردم این کشور را به خاک سیاه نشاند و بنا به آمار سازمان ملل، دست کم پانصد هزار کودک بی دفاع را به کام مرگ برد، بی آن که حکومت صدام حسین را ضعیف تر سازد. تحریم اقتصادی ایران تاثیرات وحشتناکی متوجه بدبخت ترین، ضعیف ترین وفقیرترین نیروهایی جامعه ما یعنی 90% زیر خط فقر وآسیب پزیر جامعه مان خواهد کردومطمئین باشید امثال رفسنجانی ها ثروت های کلانی رابجیب خواهند زد واصلا نگران این تحریم هم نیستند!
ب ـ در صورت حمله نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیده شما چیست؟
ج: مداخله خارجی امری است که جمهوری اسلامی می خواهد، افکارعمومی جهان اسلام را با خود برانگیزانند ودنبال رویارویی اند. ما درمقابل یک ائتلاف منفی بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا و متحدانش ایستاده ایم .ما باید در دو جبهه بجنگیم . برای مبارزه با آمریکا، باید قاطع تر با جمهوری اسلامی ایران مبارزه کنیم ودر داخل بایستی حرکتهای مردم را بری واژگونی رژیم سازیانیافته ترهماهنگ کنیم ودرخارج ودرسطح جهان باید بزرگترین ائتلاف جنبش ضد جنگ را به همراه جمعیت میلیونی تبعیدیان ایرانی ومردمان آزاده ضد جنگ وطرفدار صلح درکارزای بینالمللی دردفاع از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران سازمان دهیم.
* * *
ایرج مصداقی
۱ــ پروژۀ اتمی جمهوری اسلامی مصارف صلحآمیز دارد و یا در راستای اهداف و منافع توسعه طلبانه حاکمان اسلامی، برای دستیابی به سلاح هستهای است؟ چرا؟
ج: پروژهی اتمی جمهوری اسلامی اساساً با هدف کاربرد نظامی و دستیابی به سلاح هستهای برنامهریزی شده است. دلیل مخفیبودن آن در ۲۰ سال گذشته هم وجه نظامی آن بوده است.
جمهوری اسلامی، سلاح اتمی را وسیلهای برای حفظ امنیت و بقای خود میداند. به این وسیله میتوانند در سطح بینالمللی به باجخواهی بپردازند.
۲ــ با توجه به تحلیل تان از حاکمیت جمهوری اسلامی، آیا دستیابی به فنآوری هستهای نظام اسلامی را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی میکنید یا خیر؟ چرا؟
ج: فنآوری هستهای و یا پیشرفت در زمینههای مختلف علمی و تحقیقاتی حق مسلم و بدون گفتگوی مردم ایران است. اما نه در رژیمی که از جراثقال برای دار زدن، اره برای دست و پا قطع کردن و ادوات پزشکی برای چشم درآوردن استفاده میکند. در این رژیم هر پیشرفتی ابتدا در خدمت امر سرکوب و بقای رژیم قرار میگیرد.
۳ــ ظاهراً مناقشۀ هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد برده خواهد شد. در این رابطه برخی از آگاهان سیاسی از پیامد تحریم اقتصادی و برخی دیگر از احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی صحبت میکنند.
الف ـ نسبت به تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی توسط سازمان ملل متحد چه نظری دارید؟
ج: تحریمهای سازمان ملل نبایستی مردم ایران و یا منافع آنان را هدف قرار دهد. این تحریمها میبایستی قبل از هر چیز رژیم را در تنگنا قرار داده و به موازات آن میبایستی از جنبش دمکراتیک در ایران حمایت به عمل آورده شود؛ وگرنه این تحریمها به خودی خود مشکلی را حل نخواهند کرد.
ب ـ در صورت حملۀ نظامی به جمهوری اسلامی (موضعی یا کلاسیک) عقیدۀ شما چیست؟
ج: من با هیچ گونه حملهی نظامی به کشور موافق نیستم و آن را در راستای منافع مردم ایران ارزیابی نمیکنم.
* * *