INTERVIEW

Majid Khoshdel

مجيدخوشدل

يكشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ -  ۵ فوریه ۲۰۱۲   
مقاله
پوشه های خاک خورده (۲)
پخش مواد مخدر در بریتانیا- ردّ پای رژیم ایران
مجید خوشدل
سال ۲۰۰۴ میلادی، سال سخت و سرنوشت سازی برای پناهجویان در بریتانیا است. از این سال حلقه قوانین پناهندگی در کشور انگلستان تنگ تر از گذشته می شود. طبق لایحه جدید پناهندگی، پناهجویان بایستی به شهرهای مختلف بریتانیا گسیل داشته شوند و از اقامت آنان در مرکز انگلستان- لندن- جلوگیری شود. اماکن اسکان پناهجویان، عموماً محله‌های فقیر و کارگری نشینی هستند که در اغلب آنها جوّ ضد خارجی به دلایل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، روانی، تبلیغی بسیار بالاست. اماکن اسکان پناهجویان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. از این دوره زمانی شرایط زندگی بر پناهجویان ایرانی سخت تر از گذشته می شود. درصد بالای مردود شدن تقاضای پناهندگی ایرانیان ( قریب به نود درصد از کل تقاضاها در ده سال گذشته)؛ نیز جهنمی که طیفی از پناهجویان ایرانی برای هموندان خود ایجاد می کنند، زندگی را بر بخشی از پناهجویان ایرانی تلخ تر از گذشته می کند. طوری که طیفی از آنان- اغلب زنان پناهجو- مجبور به فرار از شهرهای دورافتاده و زندگی توأم با دلهره در شهر لندن می شوند.
... ادامه مطلب
پوشه های خاک خورده (۱)
کالای تن- ویزای سفر به ایران
مجید خوشدل
بخش اعظم فعالان سیاسی و اجتماعی مخالف حکومت اسلامی ایران در دوره ای بیست ساله به ایران سفر کرده اند و سپس یا برای همیشه از صحنه فعالیت اجتماعی محو شدند و یا در حاشیه جامعه ایرانی در راستای منافع حکومت ایران تلاش کرده اند. این آمار در کشور انگلستان بیش از هشتاد درصدِ مخالفان حکومت ایران را شامل می شود. نکته ای که در این پیوند حائز اهمیت است، چرایی و چگونگی سفر مخالفان حکومت اسلامی به ایران است. مخالف حکومت اسلامی؛ کسی ست که از سرکوبهای دهه شصت جان سالم به در برده و اغلب از راه کوه و دریا خود را از مرز خارج کرده است؛ مخالف حکومت اسلامی ایران، تیغ زندان تن اش را شکاف داده و جان اش هنوز مجروح است؛ دوستان و اقوام مخالفِ حکومت ایران در داخل و خارج ترور سیاسی، فیزیکی و شخصیتی شده اند؛ جوانی و شادابی مخالفِ حکومت ایران از وی ستانده شده و وی در جوانی به پیری زودرس دچار شده است. با این وجود، مخالف حکومت ایران راهی زندانی به بزرگی ایران اسلامی می شود؛ چرا؟
... ادامه مطلب
من کماکان«گفت‌وگو» می‌کنم!
(و کانون ۶۷ را زیر نظر دارم)
مجید خوشدل
عادت به ردیه‌نویسی (جواب دادن) ندارم، چون این کار را خرده‌کاری می‌دانم. این فرهنگ آدم‌ها را ذهنی و دنباله‌رو می‌کند. به برخی از رسانه‌های ایرانی نگاه کنید. تمام تولیدات‌شان دفاع‌های سطحی از خود و حمله به دیگری است. کسانی را که در گذشته‌ای نه‌چندان دور دوست و رفیق هم‌سازمانی هم بوده‌اند نیز دیده‌اید که چگونه توپ را به زمین ‌طرف می‌اندازند، تا هم او را وادار به خرده‌کاری کنند، و هم نام خودشان را بر سر زبان‌ها بیاندازند؟
از این روی، من معمولاً به این عرصه وارد نمی‌شوم و بی‌خودی به دیگران ارزش و هویت اجتماعی نمی‌دهم. البته اگر به موارد جدی از نوع تهمت و افترا برخورد کنم، حتماً از مجرا‌های قانونی و حقوقی آن را پی‌گیری می‌کنم، چنانچه یک بار تا آستانه‌ی آن رفتم.
نیز، بر این باورم که گفت‌وگو‌هایم خودشان باید پاسخگوی خودشان باشند. چرا که پرسش‌هایی که طرح می‌کنم، همیشه برای‌ام قابل دفاع هستند. با این‌حال حجم ایمیل‌های رسیده و پرسش‌های خوانندگان گفت‌وگو‌هایم من را بر آن داشت تا برای امر روشنگری چند سطری راجع به نوشته‌ی «کانون ۶۷» بنویسم. خصوصاً با توجه به این‌ نکته که رسانه‌ی «اخبار روز» از درج اظهار‌نظر‌های متفاوت این عده خودداری کرده است.
... ادامه مطلب
پس از بی‌هوشی، چهل و هشت ساعت به او تجاوز می‌کنند!
مجید خوشدل
تاکنون به انحاء مختلف از جمله گفتگوها و فعالیت‌های آماری، براین موضوع انگشت گذاشته‌ام که ظرف سالهای اخیر در اغلب کشورهای اروپایی (امریکا را به راستی نمی‌دانم) و مشخصاً کشور انگلستان، جامعه‌ای در دل جامعه‌ی موجود ایرانی شکل گرفته که راز و رمز و قوانین مخصوص به خودش را دارد و پیچیدگی‌ها و مهابت‌هایش را.
در طول آشنایی چند ساله‌ام با بخشی از این جامعه، بارها شنیده و شاهد بوده‌ام که اتفاق‌ها و حوادث ناگواری، ساکنان این جامعه‌ی نامرئی را در گرداب خود فرو برده است: مفقود شدن آدمها، اخاذی و باجگیری به شیوه‌های مختلف، سوءاستفاده‌های جنسی و مالی از زنان و دختر جوان ـ و مردان جوان ـ چاقو زدن‌ها و زورگیری‌های کنتراتی، راه‌اندازی فاحشه‌خانه‌ها با استفاده از زنان و دخترانی که هیچ حق و حقوقی ندارند، تشکیل باندهای توزیع سیگار قاچاق و مواد مخدر در حوزه‌ی محلی، تشکیل باندهای قاچاق انسان به کشورهای اروپایی و... متأسفانه هیچکدام از این واقعیت‌ها و رویدادهای تأسف‌آور به رسانه‌های ایرانی و غیرایرانی راهی پیدا نکرده‌اند و حتا کسانی که خود مورد ظلم و سوءاستفاده‌های مختلف قرار گرفته‌اند، سکوت اختیار کرده‌اند.
تخمین من از نفوس این جامعه‌ی جدید در کشور انگلستان رقمی معادل ده هزار نفر است، بیشتر است امّا کمتر نیست. در یک برآورد تقریبی، بیش از نود درصد از این جامعه فاقد «هویت اجتماعی» هستند. اینان با مردود شدن تقاضای پناهندگی‌شان، از نام‌ها و آدرس‌های غیرواقعی استفاده می‌کنند و برای این منظور حتا از کارت‌های شناسایی جعلی بهره‌برداری می‌کنند.
... ادامه مطلب