
«فتانت»، فتنهای سی و چند ساله (2)
من همان امیر حسین فتانت «دوست» کرامت دانشیان هستم!
گفتگو با ناصر زراعتی
مجید خوشدل
در پشت هر جنایت، حکایت هولناک و تکان دهندهای آرمیده است. حکایتی با کارگزاران و کارگردانها و شخصیتهای مرموز و افسانهایاش. و در هیچ کجای جهان جانیان و دستیاران جنایت شرح واقعه را داوطلبانه بر دایرۀ حقیقت نریختهاند. تلاش و ارادۀ افکار عمومی حلقۀ محاصره را بر جانیان تنگ میکند. در این راه «رسانه»ها در خط مقدم جبهه قرار دارند.
امّا در جوامع استبدادی که جنایت همه گاه با معیارهای خودی و ناخودی ارزیابی میشود، رسانهها و فعالان رسانهای تا حد نخودیهای بذلهگوی تنزل پیدا میکنند. در این جوامع، کیش شخصیت و فرهنگ سنگ شدۀ خان خانی در نزد «الیت» جامعه اجازه نمیدهد تا بر چهرۀ جنایتکارانی که آزادانه میچرخند و خود را باز تولید میکنند، نور معرفت تابانده شود. چرخ پنجم جنایت در جوامع استبدادی، رسانههای ارتباطی هستند.
از خاطر نباید بُرد که ویروس استبداد آنچنان مهلک و غدار است که پوزسیون و اپوزسیون را از هم تمیز نمیدهد و همه را از دم تیغ خود میگذراند.
دومین گفتگویم را دربارۀ «فتنۀ فتانت» در پیش روی دارید. در گفتگوی اوّل رضا (عباس) منصوران با استناد بر اسناد ساواک، همکاری امیرحسین فتانت با ساواک شاه را در شکار و دستگیری مبارزان کشورمان توضیح داده است. در آن گفتگو رضا منصوران به درستی نمیدانست (و یا نمیخواست بپذیرد) سیبی که از وسط به دو نیم شده، متعلق به یک تن واحد بوده است.
... ادامه مطلب